close
دانلود آهنگ جدید
آموزه های الهی - مطالب ارسال شده توسط sufi

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 39
  • کل نظرات : 116
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 765
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 91
  • بازديد ديروز : 65
  • بازديد کننده امروز : 36
  • بازديد کننده ديروز : 27
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل ديروز: 7
  • بازديد هفته : 487
  • بازديد ماه : 1,317
  • بازديد سال : 19,469
  • بازديد کلي : 104,457
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 18.208.126.54
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

آخرین ارسالی های انجمن

: تکنیک های خلسه استفاده از ریتم های خاص برای ایجاد خلسه : به طور کلی این بخش به سه قسمت تقسیم می شود ریتم بدنی ریتم صوتی ریتم تصویری معروفترین و شاید رایج ترین مثال درباره ی ریتم بدنی رقص و تکان دادن موزون اندام است. همگی قطعا تا حدودی با این نوع از خلسه آشنایی داریم.در این حالت در عین آگاهی کامل به احساسی غیر قابل توصیف و سرخوشی خاصی دست پیدا می کنیم که در واقع گونه ای از خلسه است. برخی مراسم رقص مذهبی از قبیل رقص پرنده در قبایل آفریقایی گاهی ممکن است تا 6 ساعت به درازا بکشد.همچنین تکان دادن سر با ریتم خاص -هد زدن- هم در نهایت به همین نوع خلسه منتهی خواهد شد.صوفیان با چرخیدن های متناوب و طولانی و تکان دادن سر و بدن با ریتم های خاص و همچنین در رقص معروف خود - سماع - در واقع حالت خلسه ای از این دست را تجربه می کنند. در نواحی هیمالیا لاما های بسیاری با تنظیم ریتم قدمهای خود و ورود به حالتی خلسه گونه توانایی طی کردن مسافتهای بسیار طولانی را دارند. همگی این موارد مثالهایی از ایجاد خلسه به کمک ریتم بدنی است در خلسه به کمک ریتم صوتی معمولا از درام و ریتمهای تند و متناوب استفاده می شود. این روش رایج ترین و کاربردی ترین تکنیک ورود به خلسه است که برای سفر به دنیا های مختلف به کار گرفته می شود. عقیده دانشمندان بر این است که ضربات متناوب درام باعث تغییر در الگوی امواج مغزی شده و باعث بروز حالت خلسه می شود - در این ضمینه بحثهای فراوانی جریان دارد و هنوز دلیل اصلی آن مشخص نگردیده است- در فرهنگ های مختلف از اسباب های مختلفی برای تولید صدا استفاده می شود.از دو تکه چوب ساده که به تناوب به هم کوبیده می شوند تا درام های مختلف با اشکال و صداهای گوناگون هر یک کاربرد خاص خود را دارند همگی در واقع برای ایجاد خلسه به کمک صدا به کار می روند نگاه کردن به رقص و حرکات ریتمیک دیگران و یا حتی تماشای بازتاب نورازسطح یک رودخانه هم می تواند برای ورود به خلسه موثر باشد. از معروفترین مثال ها در این ضمینه می توان به پاندول معروف و مورد استفاده درهیپنوتیزم اشاره کرد تمرکز برای ورود به خلسه در این روش معمولا با تمرکز بر تصویری خاص حالت خلسه بدست می آید. بدین منظور باید مدتی طولانی و بدون اینکه به قسمت خاصی از تصویر نگاه کنیم آن را ببینیم. معمولا از اشکال دارای بی نظمی و بدون هیچ شکل خاصی استفاده می شود.مثلا تمرکز بر روی توده ی برگهای یک درخت یکی از ابتدایی ترین تعلیمات شمن های آمریکای جنوبی است. در تبت معمولا از ماندلا برای این گونه خلسه استفاده می شود. .به کمک یک ماندلا می توان به جهان بالا و یا پایین سفر کرد. اشکال و اجسام هر یک دارای قدرت و قابلیت مختص به خود در این مورد هستند و کاربردهای متفاوتی دارند.به عنوان مثال می توان از آینه برای سفر به درون و جهان زیرین استفاده کرد.با تمرکز بر روی کریستالهای مختلف می توان از راهنما و روح مختص به آن کریستال استفاده کرد و اصطلاحا آن را صدا زده و از آن راهنمایی گرفت.نمونه های بسیاری در این مورد وجود دارد. در تصویر زیر یک ماندلا ی کشیده شده در تبت را می بینیم که از آن می توان برای سفر به جهان بالا استفاده کرد. این ماندالا همانند دریچه ای در ابتدای تونل راه عمل کرده و دقیقا می تواند برای ورود و یا خروج مورد استفاده قرار گیرد

 

تکنیک های خلسه یکی از اصلی ترین مواردی که شمن ها به طور دائم با آن درگیر هستند تجربه ی خلسه است. در این حالت است که شمن به کمک دانشی که دارد می تواند در قلمرو قدرت شخصی خود با ارواح ارتباط برقرار کند و در حالت خلسه است که می تواند پاسخ سوالات خود را بدست آورد. برای مثال همانطور که تولد یک کودک و ورود به این جهان نخستین قدم برای کسب دانش و تحصیل در مدرسه و دانشگاه است ورود به خلسه نیز نخستین قدم برای ارتباط با ارواح - ارواح در مفهومی کاملا متفاوت از تعلیمات مذهبی و دینی...برای مثال در تعلیمات شمن ها رودخانه و یا جنگل و یا حتی صخره هم روح دارند و هر کدام از این ارواح توانایی ها و قدرتهای مخصوص به خود را دارند - و کمک گرفتن از قدرتهای آنان است. تصور اینکه تنها خلسه کافیست کاملا غلط است چرا که با ورود به خلسه تنها نخستین قدم برداشته شده وبه دنیایی وارد شده ایم که با جهان مادی کاملا متفاوت است و قوانین مخصوص به خود را دارد و استفاده از این قوانین نیازمند درکی عمیق از روابط حاکم بر این جهان است تکنیکها و وروشهای فراوانی برای ورود به حالت خلسه وجود دارد .بعضی از این تکنیکها سریعتر و برخی به زمان بیشتری نیاز دارند.همچنین برخی از این تکنیکها بدون آمادگی قبلی می تواند خطرناک باشد - به عنوان مثال استفاده از روانگردانها یی مانند دی ام تی یا قارچهای مقدس - که به هیچ وجه به مبتدیان توصیه نمی شود . در اینجا به طورکلی به دسته بندی روشهایی که در تعلیمات شمن ها برای خلسه به کار برده می شوند می پردازیم و در نوشته های بعد به توضیح هر کدام به صورت مفصل تر خواهیم پرداخت استفاده از ریتم های خاصی که موجب بروز خلسه می شوند * قراردادن بدن در وضعیت و حالتی خاص که باعث بروز خلسه می شود * تمرکز برای ورود به حالت خلسه * استفاده از روانگردانهای خاص برای ورود به خلسه * نخوردن غذا و نخوابیدن های طولانی که باعث خلسه می شود * هر کدام از روشهای بالا به تنهایی قابلیت کافی برای کمک به ورود به حالت خلسه را دارد اما معمولا از ترکیب چند روش بالا به طور همزمان برای افزایش زمان خلسه و گرفتن نتیجه ی مورد نظر - کاملا به شرایط بستگی دارد - استفاده می شود. بسیار مهم است که برای مراسم شرایط خاص در نظر گرفته شود. این شرایط باید به دور از جنجالها و اتفاقات روزمره باشد چرا که استرس ها و مسایل جاری در زندگی روزانه به شدت می تواند حالت خلسه را تحت الشعاع قرار دهد. همینطور افراد شرکت کننده در مراسم می توانند به شدت جو را تغییر دهند . موارد فراوانی وجود دارد که می توان به کمک آنها به نتیجه ی مورد نظر رسید. اگر هدف از مراسم خلسه کمک به برطرف کردن بیماری باشد می توان از سنگهای خاص که دارای انرژی مربوط به آن مشکل هستند استفاده کرد و اگر هدف کسب قدرت و یا راهنمایی گرفتن از ارواح است می توان از نشانه ها و اشکال متعدد استفاده کرد.

 

شمنیسم شمن به کسی گفته می شود که توانایی تغییر در آگاهی خود به منظور ارتباط با حقیقت ناپیدا و کسب دانش و معرفت از آن را دارد جمله ی بالا از مایکل هارنر جامعه شناس معروف است. قصد ندارم با پرداختن به تاریخچه شمنیسم باعث طولانی شدن مطلب شوم. افراد بسیاری تصور می کنند که شمنیسم راه و روشی است مانند یک دین که شامل پیروی از دستوراتی خاص و بایدها و نبایدهایی است که فرد با رعایت آنها می تواند موفق شود. درست است که باید ها و نباید ها هم در تعالیم شمن ها وجود دارد اما این تصور کاملا اشتباهست که فکر کنیم با انجام دستورات و آموزشهایی می توان به یک شمن تبدیل شد یک شمن علاوه بر تمرینات عمومی و تکامل آنها به روش شخصی حتما باید آنها را در زندگی روزمره به کار گیرد و در واقع آنها را زندگی کند. راهنمایان و ارواح قطعا به افراد مبتدی و تازه کار کمک خواهند کرد اما این انتخاب فرد است که این کمکها را نادیده می گیرد چرا که اغلب بر خلاف میل و علاقه ی شخصی است و معمولا در جهت تغییر عادتها و مواردیست که به بخشی از زندگی روزانه تبدیل شده اند شمنیسم دقیقا در خلاف جهت دگماتیسم و دین باوری است. هر چقدرتعلیمات دینی یک فرد را ملزم به انجام اعمال و باید ها و نبایدهایی می کند که از قبل تعریف شده اند و فرد تنها باید آنها را بپذیرد و مو به مو اجرا کند تعلیمات شمنیسم با آزاد کردن اندیشه و عمل فرد به او توانایی جستجو برای درک حقیقت و کسب معرفت را اعطا می کند. یک شمن تنها تجربه می کند و عمیقا بر این باور است که هیچ چیز به صورت ثابت و قطعی در جهان هستی وجود ندارد. یک شمن به این باور دست یافته که هیچ چیز مقدس در این جهان وجود ندارد و تقدس تنها از دید بیننده و ناظر است که معنی و مفهوم پیدا می کند .