close
دانلود آهنگ جدید
آموزه های الهی - 3

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 39
  • کل نظرات : 116
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 780
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 109
  • بازديد ديروز : 38
  • بازديد کننده امروز : 8
  • بازديد کننده ديروز : 26
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل ديروز: 1
  • بازديد هفته : 109
  • بازديد ماه : 923
  • بازديد سال : 22,940
  • بازديد کلي : 107,928
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 34.204.173.45
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :

آخرین ارسالی های انجمن

خلسه حالت خاصي از آگاهي که بدن در وضعيت آرامش يا ريلکسيشن بوده و ذهن کاملاً آگاه و بيدار باشد.
 
اين حالت توام با آرامش خاصي است با فعال شدن اعصاب پاراسمپاتيک با نرمال کردن کنش‌هاي بيولوژيکي که داراي يک آستانه است و با تمرکز و تلقين ناخودآگاه هم مي تواند همراه باشد. خلسه در حالت‌هاي هيپنوتيزمي و مديتيشن و ورزش‌هايي با تمرکز ذهن و تجارب روحي متعالي عرفاني همراه هست. اين خلسه متعارف را خلسه مثبت مي گويند که همراه با آرامش، نفس‌هاي عميق و شمرده و ضربان قلب آرام است.
 
حالت ترانس خلسه منفي مي‌باشد که با تحريک شديد اعصاب بخصوص اعصاب سمپاتيک و انقباض عضلاني و اضطراب همراه هست. مواردي چون حالت‌هاي افيوني و رقص‌هاي تند دراويش و دانس‌هاي مدرن ترانس وجود دارد. ترانس همراه با با اضطراب، تنفس سطحي و تند، ضربان قلب تند و سريع، خشک شدن دهان، بعضاً سيخ شدن موهاي پوست و انقباض مثانه همراه مي‌باشد.
 
در هر دو حالت خلسه فاصله از -آگاهي- وجود دارد. در خلسه فراهوشياري و در ترانس اختلال در خودآگاهي است. خلسه مثبت بسيار مفيد بوده، با تکنيک‌هاي متافيزيک نيز قابل حصول است و استفاده‌هاي فراوان دارد. خلسه منفي بسيار مضر بوده به‌صورت ارادي توسط شخص و يا در بيشتر موارد به‌صورت ناخواسته توسط ديگران براي شخص ايجاد مي‌شود و آسيب‌هاي فراوان به‌دنبال دارد
منبع توضیحات تا اینجا ویکی پدیا است که قصد دارم مطالبی به آن اضافه کنم: بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

: تکنیک های خلسه استفاده از ریتم های خاص برای ایجاد خلسه : به طور کلی این بخش به سه قسمت تقسیم می شود ریتم بدنی ریتم صوتی ریتم تصویری معروفترین و شاید رایج ترین مثال درباره ی ریتم بدنی رقص و تکان دادن موزون اندام است. همگی قطعا تا حدودی با این نوع از خلسه آشنایی داریم.در این حالت در عین آگاهی کامل به احساسی غیر قابل توصیف و سرخوشی خاصی دست پیدا می کنیم که در واقع گونه ای از خلسه است. برخی مراسم رقص مذهبی از قبیل رقص پرنده در قبایل آفریقایی گاهی ممکن است تا 6 ساعت به درازا بکشد.همچنین تکان دادن سر با ریتم خاص -هد زدن- هم در نهایت به همین نوع خلسه منتهی خواهد شد.صوفیان با چرخیدن های متناوب و طولانی و تکان دادن سر و بدن با ریتم های خاص و همچنین در رقص معروف خود - سماع - در واقع حالت خلسه ای از این دست را تجربه می کنند. در نواحی هیمالیا لاما های بسیاری با تنظیم ریتم قدمهای خود و ورود به حالتی خلسه گونه توانایی طی کردن مسافتهای بسیار طولانی را دارند. همگی این موارد مثالهایی از ایجاد خلسه به کمک ریتم بدنی است در خلسه به کمک ریتم صوتی معمولا از درام و ریتمهای تند و متناوب استفاده می شود. این روش رایج ترین و کاربردی ترین تکنیک ورود به خلسه است که برای سفر به دنیا های مختلف به کار گرفته می شود. عقیده دانشمندان بر این است که ضربات متناوب درام باعث تغییر در الگوی امواج مغزی شده و باعث بروز حالت خلسه می شود - در این ضمینه بحثهای فراوانی جریان دارد و هنوز دلیل اصلی آن مشخص نگردیده است- در فرهنگ های مختلف از اسباب های مختلفی برای تولید صدا استفاده می شود.از دو تکه چوب ساده که به تناوب به هم کوبیده می شوند تا درام های مختلف با اشکال و صداهای گوناگون هر یک کاربرد خاص خود را دارند همگی در واقع برای ایجاد خلسه به کمک صدا به کار می روند نگاه کردن به رقص و حرکات ریتمیک دیگران و یا حتی تماشای بازتاب نورازسطح یک رودخانه هم می تواند برای ورود به خلسه موثر باشد. از معروفترین مثال ها در این ضمینه می توان به پاندول معروف و مورد استفاده درهیپنوتیزم اشاره کرد تمرکز برای ورود به خلسه در این روش معمولا با تمرکز بر تصویری خاص حالت خلسه بدست می آید. بدین منظور باید مدتی طولانی و بدون اینکه به قسمت خاصی از تصویر نگاه کنیم آن را ببینیم. معمولا از اشکال دارای بی نظمی و بدون هیچ شکل خاصی استفاده می شود.مثلا تمرکز بر روی توده ی برگهای یک درخت یکی از ابتدایی ترین تعلیمات شمن های آمریکای جنوبی است. در تبت معمولا از ماندلا برای این گونه خلسه استفاده می شود. .به کمک یک ماندلا می توان به جهان بالا و یا پایین سفر کرد. اشکال و اجسام هر یک دارای قدرت و قابلیت مختص به خود در این مورد هستند و کاربردهای متفاوتی دارند.به عنوان مثال می توان از آینه برای سفر به درون و جهان زیرین استفاده کرد.با تمرکز بر روی کریستالهای مختلف می توان از راهنما و روح مختص به آن کریستال استفاده کرد و اصطلاحا آن را صدا زده و از آن راهنمایی گرفت.نمونه های بسیاری در این مورد وجود دارد. در تصویر زیر یک ماندلا ی کشیده شده در تبت را می بینیم که از آن می توان برای سفر به جهان بالا استفاده کرد. این ماندالا همانند دریچه ای در ابتدای تونل راه عمل کرده و دقیقا می تواند برای ورود و یا خروج مورد استفاده قرار گیرد

 

تکنیک های خلسه یکی از اصلی ترین مواردی که شمن ها به طور دائم با آن درگیر هستند تجربه ی خلسه است. در این حالت است که شمن به کمک دانشی که دارد می تواند در قلمرو قدرت شخصی خود با ارواح ارتباط برقرار کند و در حالت خلسه است که می تواند پاسخ سوالات خود را بدست آورد. برای مثال همانطور که تولد یک کودک و ورود به این جهان نخستین قدم برای کسب دانش و تحصیل در مدرسه و دانشگاه است ورود به خلسه نیز نخستین قدم برای ارتباط با ارواح - ارواح در مفهومی کاملا متفاوت از تعلیمات مذهبی و دینی...برای مثال در تعلیمات شمن ها رودخانه و یا جنگل و یا حتی صخره هم روح دارند و هر کدام از این ارواح توانایی ها و قدرتهای مخصوص به خود را دارند - و کمک گرفتن از قدرتهای آنان است. تصور اینکه تنها خلسه کافیست کاملا غلط است چرا که با ورود به خلسه تنها نخستین قدم برداشته شده وبه دنیایی وارد شده ایم که با جهان مادی کاملا متفاوت است و قوانین مخصوص به خود را دارد و استفاده از این قوانین نیازمند درکی عمیق از روابط حاکم بر این جهان است تکنیکها و وروشهای فراوانی برای ورود به حالت خلسه وجود دارد .بعضی از این تکنیکها سریعتر و برخی به زمان بیشتری نیاز دارند.همچنین برخی از این تکنیکها بدون آمادگی قبلی می تواند خطرناک باشد - به عنوان مثال استفاده از روانگردانها یی مانند دی ام تی یا قارچهای مقدس - که به هیچ وجه به مبتدیان توصیه نمی شود . در اینجا به طورکلی به دسته بندی روشهایی که در تعلیمات شمن ها برای خلسه به کار برده می شوند می پردازیم و در نوشته های بعد به توضیح هر کدام به صورت مفصل تر خواهیم پرداخت استفاده از ریتم های خاصی که موجب بروز خلسه می شوند * قراردادن بدن در وضعیت و حالتی خاص که باعث بروز خلسه می شود * تمرکز برای ورود به حالت خلسه * استفاده از روانگردانهای خاص برای ورود به خلسه * نخوردن غذا و نخوابیدن های طولانی که باعث خلسه می شود * هر کدام از روشهای بالا به تنهایی قابلیت کافی برای کمک به ورود به حالت خلسه را دارد اما معمولا از ترکیب چند روش بالا به طور همزمان برای افزایش زمان خلسه و گرفتن نتیجه ی مورد نظر - کاملا به شرایط بستگی دارد - استفاده می شود. بسیار مهم است که برای مراسم شرایط خاص در نظر گرفته شود. این شرایط باید به دور از جنجالها و اتفاقات روزمره باشد چرا که استرس ها و مسایل جاری در زندگی روزانه به شدت می تواند حالت خلسه را تحت الشعاع قرار دهد. همینطور افراد شرکت کننده در مراسم می توانند به شدت جو را تغییر دهند . موارد فراوانی وجود دارد که می توان به کمک آنها به نتیجه ی مورد نظر رسید. اگر هدف از مراسم خلسه کمک به برطرف کردن بیماری باشد می توان از سنگهای خاص که دارای انرژی مربوط به آن مشکل هستند استفاده کرد و اگر هدف کسب قدرت و یا راهنمایی گرفتن از ارواح است می توان از نشانه ها و اشکال متعدد استفاده کرد.

 

شمنیسم شمن به کسی گفته می شود که توانایی تغییر در آگاهی خود به منظور ارتباط با حقیقت ناپیدا و کسب دانش و معرفت از آن را دارد جمله ی بالا از مایکل هارنر جامعه شناس معروف است. قصد ندارم با پرداختن به تاریخچه شمنیسم باعث طولانی شدن مطلب شوم. افراد بسیاری تصور می کنند که شمنیسم راه و روشی است مانند یک دین که شامل پیروی از دستوراتی خاص و بایدها و نبایدهایی است که فرد با رعایت آنها می تواند موفق شود. درست است که باید ها و نباید ها هم در تعالیم شمن ها وجود دارد اما این تصور کاملا اشتباهست که فکر کنیم با انجام دستورات و آموزشهایی می توان به یک شمن تبدیل شد یک شمن علاوه بر تمرینات عمومی و تکامل آنها به روش شخصی حتما باید آنها را در زندگی روزمره به کار گیرد و در واقع آنها را زندگی کند. راهنمایان و ارواح قطعا به افراد مبتدی و تازه کار کمک خواهند کرد اما این انتخاب فرد است که این کمکها را نادیده می گیرد چرا که اغلب بر خلاف میل و علاقه ی شخصی است و معمولا در جهت تغییر عادتها و مواردیست که به بخشی از زندگی روزانه تبدیل شده اند شمنیسم دقیقا در خلاف جهت دگماتیسم و دین باوری است. هر چقدرتعلیمات دینی یک فرد را ملزم به انجام اعمال و باید ها و نبایدهایی می کند که از قبل تعریف شده اند و فرد تنها باید آنها را بپذیرد و مو به مو اجرا کند تعلیمات شمنیسم با آزاد کردن اندیشه و عمل فرد به او توانایی جستجو برای درک حقیقت و کسب معرفت را اعطا می کند. یک شمن تنها تجربه می کند و عمیقا بر این باور است که هیچ چیز به صورت ثابت و قطعی در جهان هستی وجود ندارد. یک شمن به این باور دست یافته که هیچ چیز مقدس در این جهان وجود ندارد و تقدس تنها از دید بیننده و ناظر است که معنی و مفهوم پیدا می کند .

جادوگران به طور کلی به جادوگران سیاه و سفید تقسیم میشوند اما دسته بندی های دیگری نیز وجود دارند که به بحث آنان میپردازیم 
1-جادوگران شیطانی:این دسته از جادوگران به پرستش شیطان و دریافت انرژی شیطانی از طریق شهوترانی و خود و دیگران را آزار و اذیت کردن گریموآی مرجع(کتابی که از آن جادو می آموزند) آنان انجیل شیطانی است 
2-جادوگران عناصر:این دسته از جادو گران عمر خود را صرف تسلط بر عناصر اربعه میکنند مانند باد و آب و آتش و خاک مرجع مشخصی ندارند اما تعدادی از گریموآی موسی (ع) که به دروغ به ایشان نسبت دادند استفاده میکنند 
3-طلسم کنندگان:این دسته از جادوگران به شارژ اجسام توسط عناصر اربعه و یا خود میپردازند و بر ذات عناصر فعالیت میکنند 
4-مسافران جهان های موازی:این افراد بیشتر به سفر در جهان های موازی میپردازند مانند سرزمین شفق و سطح کریستالی و جهان اثیری و ... 
5-روحانیون:تعجب نکنید بله روحانیون نیز نوعی از جادوگران هستند و برای تحقق اهداف خویش دعا میکنند 
6-جادوگران سفید:این جادو بیشتر به پاکسازی و تحکیم مواضع دفاعی میپردازد و شعارش این است: 
((یک دفاع خوب بهتر از چند حمله است)) 
7:جادوگران سیاه:این جادو بیشتر به حمله و نابودی میپردازد و با اکسیر مرگ کار میکند و شعارش این است: 
((یک حمله ی خوب بهتر از چند دفاع است)) 
8:جادوگران طبیعت:این دسته از جادوگران بیشتر می آموزند که چگونه به عمق وجودین طبیعت دست پیدا کرد و همچنین اولین جادوگران جادوگران طبیعت بوده اند 
دروس اولیه بین تمام دسته بندی ها مشترک میباشد

منبع:انجمن خودمان

 

همه ی ما با حواس پنجگانه :بینایی-شنوایی-بویایی-لامسه-چشایی آشنایی داریم اما نمیدانیم که همه فریب خورده ایم بله حس ششمی هم وجود دارد به نام شهود که از آن با نام علم غیب نیز یاد میشود مانند درست حدس زدن تمام کارت های تاروت یا پاستور مرکز شهود در بدن شبکه ی خورشیدی است برای برانگیختن شهود من د و روش را پیشنهاد میکنم 
1-روش آب بازی:این روش مال نویسنده ی معروف پائلو کوئلیو است در این روش در یک سطح صاف آبی میریزیم سپس به بازی کردن با آب میپردازم و همچنین افکار خود را خالی میکنیم با رسیدن به خلسه و خروج از آن آب را برکت میدهیم(یعنی براش دعا میکنیم مثلا صلوات میفرستیم واسش) و چون آب همه چیز را بازتاب میدهد برکت ما را نیز به خود برمیگرداند 
2-روش کارت بازی:یک دسته کارت تاروت یا پاستور را بر زده پشت و رو روی زمین میچینیم سپس مراقبه میکنیم و بعد از آن سعی میکنیم بر روی شبکه ی خورشیده خود که چهار انگشت بسته از ناف بالاتر است متمرکز شده و دست خود را روی کارتی گذاشته و از خود میپرسید عدد این کارت چند است یا رنگ این کارت یا نام این کارت چیست سپس سعی کنید جواب خود را از شبکه ی خورشیدی خود پیدا کنید یا خیلی ساده تنها حدس بزنید 
(برای بهبود شهود در خود هیپنوتیزم به خود تلقین کنید که ((از این پس شهود همچون تاجی بر فراز سرم میدرخشد))

منبع:انجمن همین وبلاگ

 

 
  بسم الله الرحمن الرحيم
 
 
خواب ها، مجموعه اي از تصاوير، انديشه ها، احساسات و عواطف هستند که در مراحل خاصي از خوابيدن، به صورت غير ارادي، در ذهن ما اتفاق مي افتند. جوهره ي خواب ديدن و هدف از آن، هنوز مشخص نيست، اما در طول تاريخ، اين موضوع همواره مورد توجه بوده، و درباره ي آن بحث هاي فراواني درگرفته است. بررسي علمي خواب ديدن را رؤياشناسي (oneirology) مي ناميم. در طول تاريخ، انسان ها در خواب و رؤياهايشان به دنبال يافتن معنا و يا پيشگويي آينده بوده اند. از ديدگاه فيزيولوژيک، رؤيا ديدن، پاسخي است به فرايندهاي عصبي در زمان خواب. از ديدگاه روانشناسي، خواب ديدن بازتاب ناخودآگاه است، و از ديدگاه معنوي، پيامي است از سوي خدايان، درگذشتگان، پيامي از سوي روح که مي تواند از آينده خبر دهد. در بسياري از فرهنگ ها، براي غني ساختن رؤياها، تمرين و ممارست فراواني صورت مي گيرد تا به اين ترتيب فرد بتواند خواب هايي ببيند که پيشگويانه هستند يا اين که پيام هايي الهي در خود دارند.  تحقيقات جديد نشان مي دهند که مي توان با يک روش يادگيري واکنشي، خواب ها را کنترل کرد. تنها براي يک لحظه تصور کنيد. همه چيز درست مثل واقعيت، «طبيعي» است، حال آن که شما مي دانيد داريد خواب مي بينيد و جايتان کاملاً امن است؛ نه مي ميريد و نه زخم برمي داريد. شما در قلمرو رؤياي شفاف هستيد. هيچ کدام از قوانين و مقررات هميشگي نمي توانند جلوي شما را بگيرند! به اين شکل شما مي توانيد به «حقيقت مجازي فردي» خودتان دست يابيد، آن هم با چنان عمقي از واقع گرايي که هيچ کدام از شبيه سازي هاي رايانه اي پيشرفته، به پاي آن نمي رسد. حال ببينيم چگونه مي توان اين کار را انجام داد.
 
 
10- انگيزش و تلقين
 
براي ديدن رؤياي شفاف، بايد بتوانيم هنگام خواب ديدن، خودآگاهي روشن و زنده اي داشته باشيم. با ورود به اين حالت از هوشياري بالا، که از لحاظ علمي اثبات شده است، شما مي توانيد رؤياهاي خود را با غنا و قوت شگفت آوري کنترل و تجربه کنيد. تصور کنيد در رؤياي خود، از خواب برخيزيد و بتوانيد هر کاري که بخواهيد انجام دهيد، هر کسي را که بخواهيد ببنيد و هر جا که بخواهيد برويد… و تمام اين ها در حالي اتفاق مي افتند که حواس پنجگانه ي شما به روشني کار مي کنند و مي توانيد همه چيز را با جزئيات روشن، حس کنيد؛ تجربه اي خوشايند که در آن، تمام رؤياهايتان به حقيقت مي پيوندند. همه ي انسان ها اين قابليت را دارند که چگونگي ديدن خواب هاي شفاف را بياموزند – تنها چيزي که لازم داريم، انگيزه و تمرين است. هر قدر مهارت شما در مديتيشن و ورود به حالات لازم آگاهي، بيشتر باشد، آسان تر مي توانيد به دلخواه خود شفاف شويد. و وقتي تصميم گرفتيد که در خواب هايتان هشيار باشيد، به جهاني قدم مي گذاريد که در آن، رابطه ي شما با درونيات خودتان، مي تواند تا پايان عمر، به کلي دگرگون شود.
 
9- وضعيت خوابيدن و ريلکسيشن
 
چشمانتان را ببنديد و به پشت دراز بکشيد. سه نفس عميق بکشيد. فرو رفتن بدنتان در تخت را احساس کنيد و تمام فشار عضلاتتان را آزاد کنيد. از احساس شل شدگي و ريلکسيشن لذت ببريد، و بر روي هدف خود براي کنترل کردن خواب هايتان، متمرکز شويد. بگذاريد تمام افکار از شما عبور کنند، بي آن که برخوردي با آن ها داشته باشيد. بدن خود را کاملاً ريلکس و بي حرکت نگه داريد. مرتب در ذهن خود تکرار کنيد: «يک. صحنه ي بعدي، يک رؤيا خواهد بود. دو. صحنه ي بعدي يک رؤيا خواهد بود. سه….» و همين طور ادامه دهيد. اين کار باعث خواهد شد که هدف شما مشخص باشد و در همان حين که جسمتان به آرامي به خواب مي رود، ذهنتان هشياري خود را حفظ خواهد کرد.
 
وضعيت خوابيدن شما مي تواند بر موفقيتتان در اين کار تأثيرگذار باشد. بهترين وضعيت، همان حالت جنيني معمولي است (چرخيده به يک سمت، زانوها و آرنج ها جمع شده به داخل بدن). خوابيدن به پشت نيز وضعيت خوبي محسوب مي شود. عجيب است که يک آن در رؤياي شفاف خود به اطراف مي رويد و سپس بر روي تختتان خود را جمع کرده، مي يابيد. گاهي حتي ممکن است خودتان را بيدار کنيد چرا که در رؤياي شفاف خود، بازويتان را تکان داده ايد و تصادفاً همين باعث تکان خوردن بازوي حقيقيتان شده و آن را به تخت کوبيده ايد. چنين اتفاقي مي تواند مشوش کننده باشد و موجب شود آگاهي، از جسم رؤيا به جسم حقيقي منتقل گردد، اما اگر چشمهايتان را بسته نگه داريد، اغلب مي توانيد به همان بخشي از رؤياي شفاف خود برگرديد که از آن خارج شده بوديد.
 
 
 
 
 
مابقي در ادامه مطلب
 
 
 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ESI

تله كينزي چيست؟ به توانايي حركت دادن اجسام بدون تماس فيزيكي تله كينزي ميگويند.كليد تله كينزي باز شدن چاكراي دست و اراده است. شما با انجام تمارين زير ميتونيد چاكراي دستتون رو باز كنيد.

برنامه ريزي اي كامل براي انجام تله كينزي:  تمارین ادامه ی مطلب

 

 


ادامه مطلب

يكي از مهمترين اصول جادوگري رويابيني است كه فرد در اون به جهان هاي ديگري سفر ميكنه رويابيني با خواب ديدن كاملا متفاوت است در رويا بيني فرد كاملا از اينكه خواب ميبينه آگاهي پيدا ميكنه و در اين موقع اگر اقتدار اون فرد كافي باشه ميتونه وارد سرزمين شفق يا سطح كريستالي بشه كه متفاوتند ودر اون ها فرد ميتونه با موجودات جهان هاي ديگر آشنا بشه ولي اگه تونستيد احمق نباشيد و به هر كسي نزديك نشويد تا اقتدار بيشتري كسب كنيد خوب حالا روش ورود روش هاي زيادي وجود داره ولي من دوتا شو ميگم يكيش تو اين پست و ديگري در پست بعدي روش اول روش تلقين به خود است كه فرد قبل از خواب با مراقبه وارد خلسه ميشود سپس با خود ميگويد من امشب در خواب آگاه ميشوم و آرام بر جا ميمانم در صورت آگاه شدن براي بار اول حركت نكنيد و آرام به مشاهده ي اطراف بپردازيد اگر علاقه داشته باشيد ميتوانيد از جملات ديگري هم استفاده اما نبايد معني جمله تغيير كند يادتان باشد كه از ابتدا نميتوانيد رويابيني كتيد و بايد اول با نوشتن رويا ها در دفتري به آن ها ثابت كنيد كه اهميت زيادي دارند سپس خود خواب هاي شما شما را به رويابيني هدايت ميكنند و نااميد نشويد و به خدا توكل كنيد

به نام خدا این پستو توی شب قدر واستون میفرستم  خلاصه میکنم

1-از نظر جادوگران و عمده شمن ها دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم تمام چیز هایش از انرژی ساخته شده 

2-تفاوت جادوگر ها با انسان های معمولی اینه که جادوگران به یک یا چند دسته ی انرژی که انسان های معمولی به آن مرتبط نیستند وصل هستند و از آن استفاده میکنند  البته انسان های معمولی ممکنه ناخودآگاه به یک یا چند دسته ی انژی وصل بشوند اما نمیتوانند از آن به جز مرگ استفاده کنند(این انرژی بحث شده در اینجا در دین ما ثواب نام دارد)

3-انرژی سیال اسن پس نمیتوان آن را تا ابد در یک جای خاص نگه داشت (طلسم ها و وسایل سحر شده پس از مدتی کم یا زیاد بسته به جادوگر انرژیشان را از دست میدهند)

4-چهار عنصر سازنده ی طبیعت دارای بیشترین انرژی هستند و جادوگران انرژِی آن ها را با توجه به خصوصیاتشون به اشیا منتقل میکنند-توضیح داده خواهد شد-)

5-بدن ما را پیله پر از انرژی احاطه کرده که به آن هاله میگویند و با توجه به احساسات ما در زمان های مختلف تغییر میکند در بدن ما هفت گذرگاه اصلی برای تبدل انرژی داخل بدن با خارج وجود دارد که به آنها چاکرا میگویند و با توجه به نیاز جادوگر میتواند تنگ و گشاد شود ج

*جدید*

6-آگاهی کامل نوعی جذب انرژی میباشد(منظور از آگاهی کامل آگاهی بر انجام اعمال اسس)

7-وقتی شما در به چیزی عشق یا تنفر میورزید در واقع شما بیشترین انرژی را به سمت آن شی میفرستید

8-انرژی دارای لایه های مختلف است که بسته به میزان ارتعاشات انرژی میباشد

 9-متجاوزان انرژی ما را به راحتی میدزدند(متجاوزان را به زودی معرفی خواهم کرد)