زمان جاری : یکشنبه 04 مهر 1400 - 12:20 قبل از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم






ارسال پاسخ
تعداد بازدید 164
نویسنده پیام
fns4565 آفلاین


ارسال‌ها : 2
عضویت: 4 /6 /1396


تاریخچه مختصر علم فیزیک و متافیزیک تاریخچه مختصر علم فیزیک ما قبل تاریخ
موضوع : تاریخچه مختصر علم فیزیک و متافیزیک تاریخچه مختصر علم فیزیک ما قبل تاریخ :
همانطور كه پیشینیان از روی تجربه و آزمایش به خواص باطنی تعدادی از اجسام پی برده و از تركیب مواد به وسایل مختلف (تشویه، نكلیس، تقطیر و ...) مواد شیمیایی به دست آورده و برای علمای شیمی جدید مایه ای درست كرده اند، همینطور هم تحقیق در خواص فیزیكی اجسام از مسایل تازه نیست و از قدیم الایام انسان در صدد كشف آنها بوده و فیزیك جدید در حقیقت مولود توجهات و تحقیقات پیشینیان می باشد. مثلاً تالس كه از قدیمی ترین حكمای سبعه است و در شش قرن قبل از میلاد می زیسته ثابت كرد كه از مالش كهربا خاصیتی در آن ظاهر می شود كه اجسام سبك را جذب می كند.همچنین فیثاغورث ریاضیدان و حكیم معروف یونانی به همراه شاگردانش به پاره ای مسائل و قضایای صوت پی برده بودند. ارسطو نیز در چهار قرن قبل از میلاد تئوری های دقیقی در باب كائنات الجو (قوس و قزح، هاله های قمری و شمسی، شفق شمالی و شبنم) استخراج كرده است.
ارشمیدس در سه قرن قبل از میلاد آتی از قبیل جرثقیل، منجنیق، میزان الغلظه و پیچ ارشمیدس را اختراع نمود. قانونی را كه ارشمیدس موفق به كشف آن گردید از این قرار است: بر كلیه اجسام مرتمسه در سیال (مایعات و گازها) فشاری از زیر به رو وارد می آید كه مقدار آن مساوی است با وزن سیال تغییر مكان یافته. بطلمیوس نیز منجم و ریاضیدان یونانی قرن دوم میلادی تحقیقات عمیقی راجع به نور كرده است. پس از بطلمیوس تحقیقات فیزیكی تا قرن سیزدهم متوقف شد و فقط عده ای از قبیل جابر و محمد بن موسی در این رشته زحماتی كشیدند و اطلاعات قابل توجهی كسب كردند. قرون وسطی: در این قرن دو اختراع مهم به عمل آمد. یكی آئینه های صیقلی و دیگری عینك. در قرن چهاردهم استفاده از قطب نما تعمیم یافت. قرن پانزدهم تقریباً چیز مهمی راجع به فیزیك ندارد. ولی در قرن شانزدهم مباحث ثقل و نور و مغناطیس كمال یافته اند. جانسون میكروسكوپ را اختراع كرد (1590) و روبرت نورمن میل مغناطیسی را تعیین نمود و بالاخره ژیلبرت اولین تجارب علمی الكتریكی و مغناطیسی را در كتاب معروفش (magnefe) منتشر ساخت. فیزیك جدید: پایه فیزیك جدید در قرن هفدهم توسط گالیله گذارده شد. ترازوی آبی- میزان الحراره و دوربین نجومی از اختراعات و كشفیات او می باشد. رصدهای دقیق گالیله او را به سلسله هیئت كوپرنیك هدایت نمود و برعكس نظریه قدما كه زمین را مركز عالم می دانستند ثابت كرد كه مركز عالم شمسی خورشید است نه زمین. اگرچه اول مخترع میزان الحراره گالیله می باشد ولی نقطه ذوب یخ را برای صفر میزان الحراره (دماسنج) هوك قرار داد و ثبوت غلیان آن را هالی تعیین كرد.
دكارت قوانین انكسار و تئوری قوس قزح را بنا نهاد. توریچلی نیز میزان الهوا (دماسنج) را ساخت. نیوتن منجم، ریاضیدان و فیزیكدان انگلیسی جاذبه عمومی عالم را كشف كرد. بویل ماشین تخلیه هوا را كه قاضی عدلیه شهر ماگدبورگ اختراع كرده بود تكمیل نمود. اگرچه قرن هجدهم برای فیزیك به درخشندگی قرن هفدهم نمی باشد ولی آن را قرن بی ثمری هم نمی توان نامید. در این قرن دوفه جذب و دفع های الكتریكی را تحت تحقیق درآورد و الكتریسیته این است كه دو الكتریسیته هم جنس یكدیگر را دفع و دو الكتریسیته مخالف همدیگر را جذب می نمایند. خلاصه كارهای دوفه به تجسسات بی فایده علما خاتمه داد و از آن به بعد الكتریسیته وارد تاریخ تازه ای شد. سال 1800 تجربه گالوانی، ولتا را به اختراع پیل یعنی اساس الكتریسیته جاری هدایت كرد. در این قرن خیالی هواپیمایی كه از آرزوهای دیرینه بشر بود در ذهن اروپائیان قوت گرفت از جمله دو برادر میشل منگفلیه و اتین منگفلیه رئیس كارخانه كاغذ سازی آننه كه در پنجم ژوئن سال 1783 بالنی درست كرده و به هوا فرستادند بسیاری از دانشمندان برای كشفیات علمی با بالن های مدور به ارتفاعات بالا رفته اند از جمله گیلوساك فیزیكدان و شیمیدان معروف فرانسوی كه تا حدود 7000 متری رفت و ملاحظه نمود كه در این ارتفاع هوا به قدری خشك می باشد كه پوست بدن جمع می شود و كاغذ و مقوا مثل اینكه در مجاورت آتش شدیدی باشند پیچیده و لوله می شوند در قرن نوزدهم دامنه فیزیك بسط شایانی پیدا كرد و مخصوصاً استفاده از آلات فیزیكی در صنایع و كارخانجات روز به روز رو به افزایش نهاد. در سال 1801 كارلیسل و نیكلسون آب را تجزیه كردند. در سال 1807 دیوی به وسیله تجزیه الكتریكی املاح قلیایی سدیم و پتاسیم را به دست آورد. پلانته آكومولاتر را ساخت. ارستد دانشمند دانماركی ثابت كرد كه جریان الكتریسیته عقربه مغناطیسی را كه همیشه به جهت ثابتی متوجه است منحرف می سازد (1819). باید دانست كه مبحث مغناطیس الكتریكی نتیجه اكتشافات دو دانشمند برجسته یعنی ارستد و آمپر می باشد. فارادی نیز الكتریسیته را بنا نهاد.
آراگو قانون آمپر را تكمیل كرده و گائوس از بزرگترین منجمین و ریاضیدانان آلمانی اختراع تلگراف را تكمیل كرد . بعدها طبیعی دان آمریكایی بنام مرس الفبایی برای تلگراف درست كرده و دستگاه آن را ساخت. بالاخره پس از آن كه دامنه الكتریسیته وسعت یافت، واسطه انتقال اخبار جریانات الكتریسیته شد . منبع : www.Iranscientific.com متافیزیک متافیزیک آن طور که ابن سینا در کتابش با عنوان \"شفا\" در نظر گرفته، توضیح عقلانی همه هستی ست. ابن سینا \"مشتق شدن همه چیز از هستی لازم\"، ابدیت هستی و نیز نفی شناخت آنچه مجزا از منبع هستی ست را در این کتاب توضیح داده است. ابن سینا برای هر علمی موضوعی در نظر گرفته و علوم را به دوشاخه نظری و عملی تقسیم کرده است. از نظر او، علم نظری دانشی ست که موضوعش مستقل از ماست درحالی که علم عملی برای ما کاربرد دارد. او سه نوع علم عملی در نظر می گیرد: دانش کشورداری، اقتصاد و حکومت بر خود. او همچنین سه علم نظری را ممکن می داند: فیزیک، ریاضی و دانش ماوراء الطبیعه. ابن سینا اولین کسی است که کانی شناسی را ابداع کرده و در شیمی به شیوه قدیم هم کار کرده است.
ابن سینا در نجوم نیز تحقیقاتی دارد و با ابوریحان بیرونی تبادل فکر داشته است. ابن سینا دانش ماوراء الطبیعه را دانشی الوهی می داند و موضوعش را طبق دیدگاه ارسطویی چیزی می داند که موجودیت داشته باشد. او به دو دلیل مربوط بودن خدا به دانشهای دیگر را نفی می کند: ۱. دانش های دیگر یا دانش عملی هستند یا فیزیک یا ریاضی و نمی توانند درباره خدا باشند. ۲. اگر خدا در متافیزیک بررسی نشود در هیچ علم دیگری قابل بررسی نخواهد بود. حتی اگر محوریت موضوع خدا در این علم لازم باشد نمی توان جز این پذیرفت که خدا موضوع خود را تشکیل می دهد. ابن سینا این مورد را مطرح می کند که موضوع متافیزیک به علت اولیه مربوط است. اگرچه به نظر ابن سینا، علت اولیه موضوع منحصر به متافیزیک نیست. چرا که وجود این علت باید در این علم نشان داده شود. ابن سینا با استفاده از متافیزیک ارسطو این راه حل را پیشنهاد می کند که موضوع متافیزیک هستی آن گونه که هست می باشد که با هر آن چه وجود دارد اشتراک دارد. در تاریخ متافیزیک ابن سینا نخستین کسی ست که این راه حل را ییشنهاد کرده است. ابن سینا موضوع متافیزیک را با موضوع دیگر علوم نظری مقایسه کرده است. او فیزیک را دانش اجسام آن گونه که هستند نمی داند بلکه آن گونه که حرکت می کنند یا ساکنند. ریاضیات از نظر او، دانش مربوط به اندازه گیری و اعداد است و بنابراین به هستی که حادث شدنش ریاضی است ارتباط دارد. در هر دوی این دانشها هستی به طور محدود بررسی می شود چرا که به ماده، اندازه یا تعداد بستگی دارد. در این دو دانش،‌ هستی پیش فرض شده است بدون آن که برای خودش مطالعه شود. هستی موضوع دانش متافیزیک است و این دانش بدون هیچ محدودیتی بررسی می شود. متافیزیک همه مقوله های مربوط به هستی از جمله: ذات، کمیت و کیفیت را شامل می شود ولی مقوله عمومی تر خود هستی ست که بقیه مقوله ها را دربر می گیرد. موضوع متافیزیک، هستی همانطور که هست و مشترک با هر آن چه هست می باشد. ابن سینا می گوید که هستی نخستین موضوعی است که به فکر در می آید.
این نظر ابن سینا بعدها توسط فیلسوفانی نظیر آکویناس و هایدگر استفاده شده است. تعبیر هستی از این جمله ابن سینا، درک روح ما از موجودیت داشتن چیزهاست. هستی، همه چیز را نه آن طور که این گونه یا آن گونه است بلکه آن طور که موجودیت دارد دربر می گیرد. ابن سینا علاوه بر ارسطو، از نظر فارابی نیز بهره برده است. فارابی متافیزیک ارسطو را به این صورت در نظر گرفته بود که ١٠علت برای هستی وجود دارد که ٩ علت ثانوی هستند. از نهمین علت، علت دهم که علت فعال است به وجود می آید. دو علت اول، اولین کره آسمانی و هفت علت کرات مربوط به سیارات را پدید اورده اند. فارابی روح این کرات را به خلقت جوهر جسمانی توسط خدا مربوط می دانست که ماده اولیه همراه با حرکت را تشکیل داده است که اجزایش با وجود تفاوتهای شکلی به هارمونی و هماهنگی رسیده اند، نیز عناصر چهارگانه طبیعی یعنی گرما، سرما، خشکی و رطوبت از آنها تشکیل شده است. در ادامه چرخه تکاملی، اشکال کامل تر یعنی گیاهان، جانوران و انسان پدید آمده اند. فارابی همچنین به علم منطق، توانایی زبان و فکر پرداخته است. او تکامل ذهن را به سه مرحله ذهن بالقوه، ذهن بالفعل و ذهن به دست آمده تقسیم کرده است. از نظر او، نوع سوم ذهن با به کار بردن تصاویر و تصورات ذهنی حاصل شده است. ابن سینا نخستین کسی است که بین ذات و موجودیت، فرق قائل شده است. از نظر او، موجودیت همان حادث شده از ذات است. به عبارت دیگر، موجودیت همان چیزی ست که به ذات می رسد وقتی که وجود می یابد. ابن سینا مفهوم لازم را در نظر می گیرد. از نظر او، لازم تاییدی بر موجودیت است. ارسطو نیز لزوم را در متافیزیک خود به عنوان مفهومی اساسی مطرح کرده بود. ابن سینا لزوم خدا را به عنوان دلیلی بر موجودیت خدا به کار می برد. یکی دیگر از مشخصه های متافیزیک ابن سینا، تفاوتی ست که بین لازم و ممکن مطرح کرده است. از نظر او، لازم به علت احتیاجی ندارد در حالی که ممکن به علت محتاج است. توجه به تفاوت بین ذات و موجودیت در اینجا ضروری است: هستی لازم، اصل موجودیتش را در خود دارد اما هستی ممکن این طور نیست و اصل موجودیتش را در خود ندارد. برای هستی ممکن، موجودیت یک حادثه است که به ذات اضافه می شود. هستی ممکن به چیزی احتیاج دارد تا واقع شود که همان هستی لازم است. به عبارت دیگر، هستی لازم همان علت هستی ممکن است که موجودیت آن را سبب شده است. این هستی لازم به نوبه خود، یا لازم است یا ممکن و اگر ممکن باشد برای موجودیت یافتنش به علت لازم دیگری احتیاج دارد. بنابراین هستی لازم به طور الزامی باید وجود داشته باشد تا همه چیز هستی خود را از آن بگیرد. ابن سینا تایید کرده است که در هستی لازم، هستی و ذات یکی هستند. طبق استدلال ابن سینا، وجود ابدیت هستی الزامی است. چرا که در یک تداوم زمانی، هر چیز توسط علتی به وجود آمده است. بنابراین همیشه می توان به یک علت درونی رسید و تا بی نهایت ادامه داد.
طبق نظر ابن سینا، اگر بخواهیم برای چیزی علتی در نظر بگیریم، باید آن علت به طور هم زمان با آن چه سبب شده وجود داشته باشد بنابراین علت لازم آن خواهد بود. خلقت از نظر ابن سینا، به این معنی نیست که موجودیت از یک \"تصمیم\" درونی در زمان مشتق می شود (تصمیم الوهی که مشکل چندگانگی را ایجاد می کند) بلکه به این معنی ست که یک شیء، موجودیتش را از یک علت لازم گرفته است. بنابراین خلقت یک وابستگی در هستی ست نه تداوم زمانی. الزام ابدیت هستی در دیدگاه ابن سینا یعنی اثبات ابدیت هستی توسط ابن سینا. به عبارت ساده تر اثبات ابدیت هستی یعنی اثبات وجودی ابدیت هستی. پس احتمال و امکان در آن راه ندارد. ابن سینا هستی را ابدی می دانست. ابن سینا دو دلیل برای نادرست بودن نظریه تدوام درونی-زمانی اصل اولیه نسبت به موجودیت جهان ارائه داده است: ۱. اگر در نظر بگیریم که خدا قدرت خلق کردن را قبل از خلقت داشته، این اشکال وجود خواهد داشت که زمانی معین قبل از خلقت جهان وجود داشته که شامل خدا هم شده است و این غیر ممکن است، ۲. اگر در نظر بگیریم که خدا خلقت را در زمانی غیر از زمانی که جهان را خلق کرده است می توانست آغاز کرده باشد،‌ این اشکال وجود دارد که خالق در زمانی از ناتوانی به توانایی رسیده و این لزوم خلقت بوده که به او چنین امکانی داده است و این مورد، اشکال دوم این نظریه است. ابن سینا در کتابش نتیجه گرفته که تداوم درونی-زمانی برای خلقت غیر ممکن است و خلقت را باید به صورت یک اشتقاق موجودات از فکر خدا در نظر گرفت چرا که خدا فکری خالص است که به فکر می آید و فکرش به صورت کار است که همان ذات همه موجودات است. ابن سینا با این نظریه، چند گانگی را از اصل اولیه رد کرده است: \"او همه چیز را در آن واحد به تفکر در می آورد که به چندگانگی در ماده شکل می گیرد یا در حقیقت ذاتش به فرمهایشان درمی آورد اما این فرمها از فکر او مشتق می شود.\" ذات اجسام به دلیل آن که فکر شده اند، وجود دارد. جهان از این فکر که همان اصل اولیه لازم است پدید آمده است. برای این که این اصل دارای یگانگی باشد، ابن سینا از اصل نئو افلوتینی بهره گرفته و در کتابش نوشته است که اشتقاق اول از واحد است که فکر دیگر را مشتق می کند و این اشتقاق ادامه می یابد و تحت هر فکر، یک کره آسمانی وجود دارد (ابن سینا در مجموع ۱۰ فکر مجزا در نظر گرفته است).
طبق این نظریه نئو افلوتینی، جهان از یک اشتقاق اولیه از فکر الوهی سرچشمه گرفته است. نظریه متافیزیک ابن سینا چند مشخصه مهم دارد:
۱. ابن سینا پایداری موضوع متافیزیک یعنی هستی همان طور که هست را مطرح کرده است.
۲. هستی، نخستین موضوعی است که به فکر ما می رسد.
۳. ابن سینا ذات و موجودیت (یا هستی) را از هم متفاوت در نظر گرفته است. این مورد در متافیزیک یونانی بررسی نشده بود.
۴. خدا هستی لازم است که هستی و ذاتش لزوما در او مرتبط هستند.
۵. جهان (ذات ها) از خدا مشتق شده که خودش فکر می شود. دور شدن ابن سینا از فلسفه ارسطو را یکی از مزیات فلسفه سینایی می دانند. هرچند که بهتر است وجوه متفاوت هر دو را در نظر گرفت.

منابع :
۱ . برهان شفا-شیخ الرئیس بوعلی سینا-ترجمه مهدی قوام صفری- انتشارات کتابخانه مرکزی-تهران ۲ . فن سماع طبیعی از کتاب شفا- شیخ الرئیس بوعلی سینا- محمد علی فروغی- انتشارات کتابخانه مرکزی-تهران ۳. Avicenne, La Metaphysique Du Shifa,trad. M. Achena et H. Masse, Les Belles Lettres, 1995 ۴. Le Statut De La Metaphysique, Alain De Libera, La Philosophie Medievale, PUF, 1993
تهیه کننده: امین ارجمند


امضای کاربر :
شنبه 04 شهریور 1396 - 10:15
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
animeseriti آفلاین



ارسال‌ها : 14
عضویت: 3 /8 /1399
محل زندگی: بوشهر
تشکرها : 1

پاسخ : 1 RE تاریخچه مختصر علم فیزیک و متافیزیک تاریخچه مختصر علم فیزیک ما قبل تاریخ
حوصله خودندنشو ندارم 😂😂 مطمعنی طومار اژدها نی

امضای کاربر : Ichigo20
یکشنبه 04 آبان 1399 - 12:52
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :


تماس با ما | تاریخچه مختصر علم فیزیک و متافیزیک تاریخچه مختصر علم فیزیک ما قبل تاریخ | بازگشت به بالا | پیوند سایتی RSS